دیگر عاشق ماهی نیستم

اولین آشنایی من با عشق ماهی در طول جلسه خانوادگی‌ام در حین درمان بود. یک عشق خودخواهانه، همانطور که من آن را درک کردم، بر اساس آنچه من به دست می‌آورم استوار بود تا یک نگرانی واقعی برای دیگری. دن، تسهیل‌گر، واقعاً به آنجا رفت و چیزی در من آن روز بیدار شد. من از شوهر سابقم استفاده می‌کردم و او را قادر می‌ساختم تا او بتواند مرا قادر سازد. کشف این موضوع دردناک بود که تنها رابطه واقعی که تا آن زمان داشتم اصلاً بر اساس عشق نبود، من در یک رابطه همزیستی بودم که به انگلی بودن نزدیک بود. خنجری به روح. خوشبختانه آن را احساس کردم، امیدی وجود داشت.

افتادن به انجمن از طریق یک مؤسسه روانپزشکی در مارس 2021 یک فرصت بزرگ برای من بود، روزی که دوباره به دنیای زندگان معرفی شدم. من 12 قدم را با 3 حامی مختلف، با جدیت، کار کردم. من خوش شانس بودم که یک حامی مرد به عنوان حامی چهارم th خود داشته باشم، این بار من آماده بودم تا به بیماری خود همانطور که مربوط به روابطم با مردان است نگاه کنم و تمام کارهای مقدماتی از دوره‌های قبلی انجام شده بود. پرهیز همچنان عذاب‌آور بود، اما بهبودی من فقط بدون گرفتن، استفاده کردن و رهایی از روابط بی‌معنی با مردان امکان‌پذیر بود.

الکلی‌های گمنام به من نشان داد که مشکل من هرگز الکل نبوده است، مشکل من زندگی بوده و هنوز هم هست. من نمی‌دانم چگونه زندگی کنم. از طریق یک رابطه عاشقانه با خدای درک من، یک حامی حامی، نوشتن با قلم روی کاغذ در کار قدم‌هایم، رفاقت در جلسات و یک سبک زندگی خدماتی، من به اندازه همیشه آزاد هستم و امیدوارم که با ادامه راهپیمایی در جاده، آزادی بیشتری آشکار شود.