حدود سال 2003، من و همسرم با چشمانداز بازنشستگی، خانهای در ایالت دیگری ساختیم. ما اغلب و بهطور پراکنده بین خانهها سفر میکردیم، بهطور متوسط دوازده سفر در سال که به مدت 12 سال ادامه داشت. میدانستم وقتی برنامهمان آنقدر غیرقابل پیشبینی شود، تعهدات خدماتی من به یک گروه خانگی آسیب خواهد دید. در آن زمان، من همچنین با یک گروه ایمیلی (ESH) ارتباط برقرار کرده بودم که با این همه رفت و آمد، موهبتی الهی بود. من میتوانستم در هر مکانی جلسه داشته باشم – هم فلوریدا و کارولینای شمالی، و همهجا در این بین!
یکی از اعضای ESH در یک مشارکت درباره کمیته 12 قدم OIAA اشاره کرد. من بلافاصله مجذوب شدم و مستقیماً به آن نگاه کردم. ژانویه 2008 بود. و از آن زمان به عقب نگاه نکردهام. این یک نعمت بزرگ در زندگی من بوده است… حتی پس از توقف سفر بین خانهها. اکنون ما برای تفریح زیاد سفر میکنیم و من هنوز هم هر روز صبح از خواب بیدار میشوم و صندوق ورودی Steppers خود را بررسی میکنم تا ببینم آیا کسی نوشته است که به کمی امید، کمی اطلاعات، کمی تشویق نیاز دارد. من کاملاً مطمئنم که بیشترین سود را از این برخوردها میبرم. گروه ایمیلی و Steppers من چه برکتی در زندگی من بودهاند.