در سال 2008، من 18 سال بود که پاک بودم، اما به دلیل تعهدات خانوادگی نمیتوانستم در جلسات حضوری شرکت کنم. جلسات آنلاین را امتحان کردم، اما جلسهای که در آن شرکت میکردم به طور مرتب مختل میشد. دست از رفتن برداشتم و شروع به “سرگردانی” در AA کردم. به جلسات میرفتم، هیچ راهنمایی نداشتم… پاک بودم… اما به تدریج کنترلم را از دست میدادم. تصمیم گرفتم گروه را ترک کنم زیرا ناامید شده بودم.
درست زمانی که گروه را ترک کردم، یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت… “قبل از اینکه بروی، نگاهی به این سرویس بینداز”. او من را به سمت استپرهای OIAA راهنمایی کرد. من شگفتزده شدم، هر روز مردم پیام میفرستادند و میگفتند من به کمک نیاز دارم، آیا میتوانی به من کمک کنی؟ ناگهان دلیلی برای پاک ماندن پیدا کردم، برای کمک در این کار… هر پیام من را به این دلیل برمیگرداند که چرا در AA بودم، و من قدم دوازدهم خود را به صورت روزانه و خیلی بیشتر از آن انجام میدادم. اکنون من از این سرویس بسیار بیشتر از آنچه که در آن میگذارم، دریافت میکنم، مهم نیست که چقدر کار روزانه انجام میدهم. این چیزی است که من را سالم و پاک نگه میدارد.